

ای شیر پسر ، شیر پدر ، شیر برادر
ابروی کمان تو زده طعنه به خنجر
ای ماه رخ و ماه نسب ، ماه دلاور
نور قمر روی تو روشنگر محشر
کور است کسی نور جمال تو نبیند
هر کس که نبیند به سرش خاک و به پیکر
ای چلچله ساکن شاخ و بر طوبی
بر سایه ی زلفت نرسد خاک سم خر
شاهین نجس دست کش از ساحت سیمرغ
حقا که زنازاده شود قاتل حیدر . . .
از : میثم نظام الاسلامی
منبع : دفتری ساده از روزگار