

زمین شکست وقتی تیغ به فرق علی نشست
ماه آواره شد آنگه که خون بچشم ولی نشست
عالم بلرزه درآمد وقتی فرق لنگر زمین و آسمان
با تیغ ملجم شکافت و،به خون سجاده ی علی نشست
محراب به بهشت و مهر به گل،گلها شد بدل
آنگاه که به جانماز،قطره ای زخون علی نشست
وای ز آن دمی که تیغ ز رخ علی گریخت
فاطمه با جمع ملائک درسوگ مولا علی نشست
فاتح خیبر مزد مردانگیش را ز امتش گرفت
وقتی بر بستری ز پر ملائک پیکر علی نشست
داغی که منافقین بر دل مسلمین زدند زکین.
تا آنجا که شمر پلید بر سینه فرزند علی نشست
فرقی ندارد قتل علی و شهادت در صحرای کربلا
اینجا علی و آنجا سینه و سر اولاد علی شکست
فرزند کعبه را درکعبه ی نجف بخون کشانیدند
پیامبرخدا آنروز در سوگ مرتضی علی نشست
داغ مرا تازه بدین حروف مکن ای کاتب
قلم ز حسرت ندیدن نهج البلاغه ی علی شکست
کم گوی علی(رضا)ز روزگار شهادت شیرخدا
خلق ماسوا با افلاکیان درداغ علی نشست
علی نظام الاسلامی
21رمضان1438
25خرداد1396
تهران