
سالگرد شهادت شهید محسن زالی گرامی باد
قسمت هایی از کتاب آخرین شلیک نوشته کاظم فرامرزی :

فیال بروجرد : وقتی ديدم وجود ما نه تنها فايده ای ندارد بلكه ممكن است بر اثر شدت آتش دشمن تلفاتي هم وارد آيد ترجيح دادم از آن محور عقب نشينی كنم.در اين فاصله يكي از بهترين دوستانم،به نام محسن زالی اهل خرمشهر ساكن بروجرد بر اثر اصابت تركش شهيد شد.
محسن را مدت ها بود كه مي شناختم.فردی بسيار خوش مشرب بود و شناخت دينی و مذهبی خوبی داشت.از آن كسانی بود كه در انسان ميل دوستی با او تقويت می شد.شهادتش برايم تلخ و دردآور بود.نحوه شهادت هم چنين بود:
ما در ستونی شامل چهار خودرو در حال حركت بوديم.همراهمان كلی مهمات هم بود.در جلو قرار داشتم دشمن متوجه ما شد و ستون را زير آتش توپخانه و خمپاره قرار داد اما ما بی اعتنا به رفتن ادامه داديم. يك وقت متوجه شدم كه ستون پشت سرم نيست.نگران شدم و دور زدم و به عقب برگشتم.ديدم خودروها توقف كرده اند و نفرات پياده شده اند و حالت خاصي دارند.وقتی نزديك شدم ديدم محسن روی زمين افتاده و به شهادت رسيده است.كنار جسد غرق در خونش زانو زدم و نگاهش كردم.خمپاره قسمتي از سرش را برده بود و مغزش را متلاشی كرده بود و خط كوچكی از خون،از سرش جاري بود.جاي توقف نبود،دشمن آتش مي ريخت...
